تبليغاتX
چرخ و فلک
میدونی دلم از چی گرفته؟

از تنها گذاشتنم نیست

از بی کسی وغربت احساسم نیست

از ادمای دورو وبی عرضه نیست

از اون همه توهین شنیدن وتحقیر شدن بخاطر دوستداشتن نیست

از بی ارزشی قائل شدن در حقم نیست

ببین از این همه نیست وهست و ل ی...

من گریه ام از خودمه ازدلتنگی هام واسه تووکوله ی افسردگی بردوش کشیدن ازخودمه

من بی تو خیلی تنهام تو رویامو قابل ندونستی ولی باز هنوز اون ته ته دل هنوز مقدسی

...مرسی بابت همه چیز حتی اگه بازی بودی د ...ر...و...غ  بودی.

 

 

[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ ] [ دختربابا ]
اخه چرا؟

دلم برات تنگ ...ولی شما...

دلم نشکون

[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ ] [ دختربابا ]
خدایا...

کدامین پل در کجای دنیاشکسته است

                   که هیچکس

به خانه ی ارزو هایش نمی رسد؟؟؟

سلامی ازمیون شرحه های دل برای دوستان جونی

نگید چی شد چجوری شد؟

فقط از خودتون بگید...خوبید؟

میلادجان رسیدن بخیر این وب هنوزهم مال توست اشاره کن

من همونم که درست قبل ازاینکه وبو بسوزونی بابت سر نزدنت باهات خداحافظی کردم.....

داداش جمشید و محمیدی بسیار عزیز("۳دوس")کجایید ؟آخه چرا؟

[ شنبه هفتم آبان 1390 ] [ ] [ دختربابا ]
توفان‌ها در رقصِ عظیمِ تو به شکوهمندی نی‌لبکی می‌نوازند، و ترانه‌ی رگ‌هایت آفتابِ همیشه را طالع می‌کند. بگذار چنان از خواب برآیم که کوچه‌های شهر حضورِ مرا دریابند. اول از همه ولادت با سعادت وشکوهمند مولا علی علیه السلام را به همتون که دلبندان خودم هستید تبریک میگم بعد به تموم باباهای دنیا ...وبعد به بابای خودم که امسال پیش خداست...
[ پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390 ] [ ] [ دختربابا ]
این روزا روزای عجیبیه برام عجیب وغریب

نمیدونم چرا این روزا این بیت همش تم ذهنم قل میخوره:


هرچه بگندد بزنندش نمک

وای بروزی که بگندد نمک.

آه ای خدا فریاد از این دل تنگ


[ شنبه بیست و یکم خرداد 1390 ] [ ] [ دختربابا ]

 خودمو تو آیینه نگاه میکنم نمیدونم این لبها قیمتشون چنده ؟ ولی اگه ژل بهشون تزریق کنم میشه حدود۵۰۰-۶۰۰هزارتومن،لپامو نمیدونم قیمتشون چنده ؟ولی اگه گونه گذاری کنم میشه1.600.000هزارتومن،دماغم نمیدونم قیمتش چنده ولی اگه بخوام عملش کنم واز اینی که هست کوتاهتر و کوچکتر کنم میشه۳.000.000 تومن، اگه فقط بخوام قسمت بالایی چشامو بکشم بالا میشه1.600.000هزارتومن...

ای بابا خدا جون فدات شم تو که این همه زحمت کشیدی و با عشق مارو آفریدی و شکیلومکیلمون کردی خوب قیمتا رو هم می زدی تا ما این همه سرگشته نمونیم!!!!!!!

واه...طلبکار خداهم شدیم  بخدا

یه چیز دیگه برای چنین عملایی بریم لبنان..ایوله

[ دوشنبه نهم خرداد 1390 ] [ ] [ دختربابا ]

کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد!

همه صدای میو میو گربه رو شنیدن...خب تا اینجا که همه چیز عادیه گربه میو میو میکنه!ولی این مدتیه که من آآوه ...آآوه میشنوم وعجیب فکرمو مشغول کرده هر غروب صداشو میشنوم واقعا کلافه شدم گاهی وقتا از شنیدن آآوه آآوه دلم بدجوری میگیره وهیچ کاری از دستم بر نمیاد ...بنظر شما کدام گزینه زیر در مورد گربه مذکور صدق میکنه:

1-صداش بخاطر آلودگی هوا عوض شده؟

2-آیا دلش شکسته وداره گریه وزاری(مویه) میکنه؟

3-آیا کسی رو از دست داده مثلا عشقش ؟

4-آیه بخاطر یه سری مسائل ژنتیکی صداش اینطور شده؟

5-آیه نمایشنامه  داره تمرین میکنه مثلا ادای صدای سگ ؟

6-آیا دلش گرفته؟

7- آیا عشقش بی وفایی کرده واونو ترک کرده؟

8 - آیا منو گذاشته سرکاریا شمارو ویا همه مون رو؟

9-همه گزینه ها؟

10-هیچکدوم؟

باور کنید راست میگم هر غروب این گربه آآوه...آآوه میکنه آخه چراکسی بفکر گربه ها نیست البته چند سال پیش گربه های تهرانو عقیم کردن (حالا بماند که برای آسایش بالا نشین  های پایتخت اقدام به چنین کاری کردن)ولی بنظرتون کافیه واسه اینکه بگیم ما ایرونیا بفکر حیوونا هم هستیم؟؟؟

                               

 

 خب خب خب..کسی جز داداشی حدس درست نزد حتی من داداش حمید فقط فهمید این میومیوی خونه ما چشهمیومیوی خونه ما یه نی نی گربه بدنیا اوردهانقد ملوسهدلتون آب

برنده:داااااااااااااااادااااااااااااااااااششششششششش حمید

[ شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 ] [ ] [ دختربابا ]
زندگی را هدیه کن

                 حتی به آنانی که آن را از تو گرفتند

عشق بورز

               حتی به آنانی که دلت را شکستند

دعا کن

               حتی برای آنانی که نفرینت کردند

درخت باش

               به رغم تبر ها

 بهارشو وبخند

           که

                      خدا

                              هنوز

                                      بالای سر ماست

[ سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 ] [ ] [ دختربابا ]
محرمانه کاملا محرمانه ...فقط قلبم
ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390 ] [ ] [ دختربابا ]
 

اسم من چیست؟ خدایا چه کنم یادم نیست

امشب آماده شدم تا چه کنم یادم نیست

 

من که همسایه نزدیک شقایق بودم

پا شدم آمدم اینجا چه کنم یادم نیست

 

من چرا از تو بریدم و چرا برگشتم

و بنا شد که دلم را چه کنم یادم نیست

 

من نشانی دل دربدرم را بانو

از تو پرسیده ام اما چه کنم یادم نیست

 

این نوشته غزل کیست که من می خوانم

اسم او چیست؟خدایا چه کنم یادم نیست...!!!

 

« هادی حسینی »

[ یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390 ] [ ] [ دختربابا ]
درباره وبلاگ

من اومدم برا نوشتن نه از عشق نه از زندگی نه از معشوق نه از مرگ نه.....

اومدم فقط برا فریاد ...

دوستون دارم
(همه چیزی که اینجا میخونید فریاده یه فریاد عمیق و گوشخراش)اگه تحمل میکنید بمونید واگه نه خدا پشت وپناهتون می سپارمتون دست خداباز میگم "دوستون دارم"
امکانات وب